جای تو
ادامهء این بازی تا انجا دست به دست هم دستی داشت
از پرواز هم با ل بردارم
چقدر زمین را بکشم
در بکنم کسی را و در دیوار
همین؟! گاو واو و و و و و
واین وای بر اشهد وا ن لا اله الا انت
انت؟!
« روشنی ام از شستشوی آسمان نیست
ستاره من از جستجو تهی ست »
آن بهاره رسیده بود امکا ن نبود
در بودی که بازی تا کجا ادامه را هی می کرد
تا ای داد بر باد
با هنوز نرسیدم وهی با ل می کند
هی پرواز
واز
باز
چهره به چیره رو به رو
پرده به پاره ...
شنید ید؟!
توپ هم که می ترکد تعطیلم می دانی که ؟
روشن را روشن نمی کنم
شلیک در این جایی پر نمی کند نه خالی
فقط خنده
می توانید دستما ل بیاورید
دستمالی ام
جا ی تو دست به دست میشوم
فرامرز پارسا
