فرا رسیدن عید فطر را همراه با آروزی قبولی طاعات و عبادات شما مسلمانان گرامی در درگاه پروردگار را تبریک عرض می نمائیم .
بدین وسیله به آگاهی شما سروران گرامی می رسانیم که چنانچه کسانی تمایل دارند با نشریه دانشجویی دی که متعلق به موسسه آموزش عالی ازاد انفورماتیک ایران است فعالیت نمایند آدرس اینترنتی خود ( ایمیل ) را برای ما اعلام تا رسما از ایشان دعوت بعمل آید .
حال بهانه ای نیزبدست مان آمد تا شما را با شعر یکی از شاعران جوان کشورمان جناب اقای علی سطوتی اشنا نمایم :
روی ترس بر می گردد
تا نشان می دهد هوا که چند ساعت معلوم بوده است
پیدای بی نمی دانم-ناکو میل نظر دارد
آخر کار من به کجا افتاد
منهای کلام را کنده اند و در شرکت های هر دو نفر یک دفتر به یکدیگر می بندند
وقت است که مردم در معبد کوچک سینه ات علاف باشند
هر که را به یاد می آوری بسوزان
بچه را روی گاز شهرداری سرخ کن رستگار می شوی
۲-
خواهر و برادر بودند اما نسبت یک دوم با هم داشتند
زن و شوهری بودند که دست مرده ها را کشیدند و به ملا عام سرایت دادند
دوست بودند و نمی خواستند به همین زودی ها ته بگیرند
دو بیگانه تحت پوشش هم
دو بی اعتنای کامل حتا بالصین
دو سرمای تا زیر زانو
پایین طلسمی که روی ملحفه انداخته بودند امضا به دست نیامد
تنها طلسم پایینی پشت ضربه ها صدا می کرد:
آب آب
۳-
خالکوبی مشهود بر تخت سینه ی ما اعلامیه ی ماست
بدن های ماست که در کوچه ی اسد مردی نمایندگی می کند
لب های ماست که در هم اگر دوخته می شوند دوخته می شوند
گرایش ممتد ماست
" زیستن بی زمان مرده و تمتع بدون مانع "
۴-
خلاف هم پیاله ی سابقم زمستانی است
طوری که دیگر حرکت نمی کند
آخر خلاف پاهای حرکت را روی هم می اندازد
۵-
تار موی تو را از پیراهن یقه سفید بگیرند چه می ماند
از این شرکت دونفره چه می ماند اگر بخواهیم صندلی بیاوریم
شب افسانه ای من زیر هیچ پرچمی نمی ایستد
۶-
بی خیال خرید یک عدد دستگاه تولید مثل
اما داشتن یک دو جین دوست برای آرایش میهمانی
جمجمه ام را از زیر خاک بیرون کشیده اند
و دی ان ای مرا در میدان شوش پیدا می کنند
به همین زودی در شرکت دونفره ای جمع و جفت می شوم

