سخناني از اوشو
کسي که بتواند به غريبه ای سلام کند ، به يک گل هم مي تواند سلام کند ؛ حتي مي تواند براي پرنده ها آواز بخواند .آنها هر روز براي تو آواز مي خوانند و تو حتي به روي خود هم نياورده اي که بايد روزي چهچهه آنها را پاسخ دهي.
زنگي فقط فرصتي است براي تعالي ، براي بودن ، براي شکوفا شدن. زندگي به خودي خود خالي است ، تا آنگاه که خلاق نباشي قادر نخواهي بود آن را با رضايت خاطر پرکني. تو نغمه اي در دل داري که بايد سراييده شود و رقصي که بايد به اجرا درآيد.
با افراد ، به عنوان وسيله رفتار نکن ، آنها سرمنزل خودشانند .به آنها وصل شود ، در عشق ، در عزت ، هرگز در تملک شان قرار نگير . به آنان وابسته نباش و ديگران را به خود وابسته نکن.
متدين واقعي بايد در دنيا سهم داشته باشد .بايد کمي بيشتر عطرآگينش کند . بايد کمي بيشتر هماهنگش کند. اين قرار است سهم او باشد.
زندگي بايد جشني دائمي باشد. جشن نورها در سراسر سال. تنها آنگاه مي تواني رشد کني و شکوفا شوي که چيزهاي کوچک و پيش پا افتاده را به جشن مبدل کني.
بيشتر مذاهب و فرقه ها اين نکته را تعليم داده اند که : "از دنيا دست بشوي." ولي من به تو تعليم مي دهم که :"دنيا را دگرگون کن !" از خودت اثرات سازنده و مثبت به جاي بگذار ، دنيا را زيباتر کن.
